تبليغاتX
پري سا
سردم مثل یک سیب لهیده توی یخچال سونی
جهان مخروبه ایست در اتاق من

جنین سقط میکنم پشت به پنجره

تا خدا ازدواج کند با فاحشه ی کوچکی که هیچگاه

فرشته نبود...............

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:55  توسط پري سا  | 

چشمهایم پیر تر می شوند هر روز

مادرم این را می گوید...

همان چشمهایی که همیشه تو را می ترساند.............................

--------------------------------------------


هیچ نمیگم


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 23:52  توسط پري سا  | 

 

تمام زندگیم دلم میخواسته  خون بریزم

انقدر فشار بالا زد تا بالاخره خون خودم و ریختم...


بازم لعنت به من...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 21:5  توسط پري سا  | 

تلخ شدم.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 23:9  توسط پري سا  |